قانون اسلام در جهت تنظیم امر ازدواج دقیق ترین قانون است

خواننده عزیز اگر بین قوانینى که در اسلام براى تنظیم امر ازدواج تشریع شده و سایر قوانین و سننى که در دنیا دایر و مطرح است مقایسه کند، و با دید انصاف در آنها دقت نماید، خواهد دید که قانون اسلام دقیق ترین قانون است ، و نسبت به تمامى شؤ ون احتیاط در حفظ انساب و سایر مصالح بشرى و فطرى ، ضمانت بیشترى دارد، و نیز خواهد دید که آنچه قانون در امر نکاح و ملحقات آن تشریع کرده ، برگشت همه اش به دو چیز است : حفظ انساب ، یا بستن باب زنا.
پس از میان همه زنانى که ازدواج با آنان حرام شده ، یک طایفه به خاطر حفظ انساب به طور مستقیم تحریم شده ، و آن ازدواج (یا هم خوابگى و یا زناى ) زنان شوهردار است ، که به همین ملاحظه فلسفه حرمت ازدواج یک زن با چند مرد نیز روشن مى شود، چون اگر زنى در یک زمان چند شوهر داشته باشد نطفه آنها در رحم وى مخلوط گشته ، فرزندى که به دنیا مى آید معلوم نمى شود فرزند کدام شوهر است ، همچنان که فلسفه عده طلاق و اینکه زن مطلقه باید قبل از اختیار همسر جدید سه حیض عده نگه دارد، روشن مى شود، که به خاطر درهم و برهم نشدن نطفه ها است .

و اما بقیه طوایفى که ازدواج با آنها حرام شده یعنى همان چهارده صنفى که در آیات تحریم آمده ملاک در حرمت ازدواجشان تنها سد باب زنا است ، زیرا انسان از این نظر که فردى از مجتمع خانواده است بیشتر تماس و سر و کارش با همین چهارده صنف است ، و اگر ازدواج با اینها تحریم نشده بود، کدام پهلوانى بود که بتواند خود را از زناى با آنها نگه بدارد، با اینکه مى دانیم مصاحبت همیشگى و تماس بى پرده باعث مى شود نفس سرکش در وراندازى فلان زن کمال توجه را داشته باشد، و فکرش در اینکه چه مى شد من با او جمع مى شدم تمرکز پیدا مى کند، و همین تمرکز فکر میل و عواطف شهوانى را بیدار و شهوت را به هیجان درمى آورد، و انسان را وادار مى کند تا آنچه را که طبعش از آن لذت مى برد به دست آورد، و نفسش تاب و توان را در برابر آن از دست مى دهد، و معلوم است که وقتى انسان در اطراف قرقگاه ، گوسفند بچراند، خطر داخل شدن در آن برایش زیاد است .
لذا واجب مى نمود که شارع اسلام تنها به نهى از زناى با این طوایف اکتفا نکند، چون همان طور که گفتیم مصاحبت دائمى و تکرار همه روزه هجوم وسوسه هاى نفسانى و حمله ور شدن هم بعد از هم نمى گذارد انسان با یک نهى خود را حفظ کند، بلکه واجب بود این چهارده طایفه تا ابد تحریم شوند، و افراد جامعه براساس این تربیت دینى بار بیایند، تا نفرت از چنین ازدواجى در دلها مستقر شود، و تا بطور کلى از این آرزو که روزى فلان خواهر یا دختر به سن بلوغ برسد، تا با او ازدواج کنم ماءیوس گردند، و علقه شهوتشان از این طوائف مرده ، و ریشه کن گردد، و اصلا در دلى پیدا نشود، و همین باعث شد که مى بینیم بسیارى از مسلمانان شهوتران و بى بند و بار با همه بى بند و بارى که در کارهاى زشت دارند هرگز به فکرشان نمى افتد که با محارم خود زنا کنند، مثلا پرده عفت مادر و دختر خود را بدرند، آرى اگر آن منع ابدى نبود هیچ خانه اى از خانه ها از زنا و فواحشى امثال آن خالى نمى ماند.

منبع: کتاب تفسیر المیزان جلد 4

/ 0 نظر / 14 بازدید